تبليغاتX
رویای صورتی

رویای صورتی

عاشقم بدون هیچ معشوقه ای

تنهایی حوا

گاهی وقتا فکر میکنم از تنهایی جان خواهم داد.

وکسی تا زمانی که به من نیاز نداشته باشد حتی نگاهی به من نمی اندازد.

آنقدر تنهاهستم که دلم می خواهد جیغ کرکننده ی سکوت زندگی را بشکنم

وبلند فریاد بزنم:خفه شو...

از صدای گوش خراشت متنفرم.

کاش هیچوقت آدم را وسوسه نمی کردم تا از آن سیب های سرخ بخوریم

حداقل تنها نمی موندم و میتوانستم به شونه هایش تکیه کنم

اما افسوس که احمق تر از این حرفا بودم.

تنهایی حق من است...سهم من از زندگی تنها همین تنهایی است و بس.

گویی خدا می خواهد باردیگر مرا امتحان کند اما این بار با چیزی هوس انگیز تر

ازسیب های سرخ با تنهایی...

اما صدایی از دور می شنوم گویی شیطان است.

تنها کسی که تنهایی ام را پر میکند.شیطان..

خدایا به همین شیطانت هم قانع هستم...

ولی کاش شیطان دوباره نخواهد که از من برای فریب آدم استفاده کند...

ای کاش...

 

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 22:23 ] [ رز ] [ ]


رفتي بي آنكه مرا به خدا بسپاري

نمي دانم خدارا از ياد برده بودي يا مرا؟

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 16:9 ] [ رز ] [ ]


عشق چیزی است که

بیشتر از هرچیزی

داشتنش را دوست داریم

و بیش تر از هرچیزی

دادنش را دوست داریم

وهیچکس در نمیابد

که عشق همان چیزی است که

همواره داده میشود

و هیچگاه پذیرفته نمی گردد.

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 15:52 ] [ رز ] [ ]


گاه آنقدر دلم از زندگی سیر میشود

که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم

و رویش دراز بکشم..

مثل ماهی حوضمان که چندروزی است روی

آب دراز کشیده...آرام و آسوده

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 15:50 ] [ رز ] [ ]


دور باش اما نزدیک...

از نزدیکی های دور میترسم...

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 15:47 ] [ رز ] [ ]


از تنهایی گریزی نیست بگذار آغوشم

برای همیشه یخ بزند...

نمی خواهم کسی شالگردن اضافی اش را

دورگردن آدم برفی احساسم بیاندازد. 

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 15:45 ] [ رز ] [ ]